تقــدیــم بــه تنـــها عـشـــقم روزبـــه

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم من به داغ تو جوان رفته زدنیا چه کنم:-(

عیده و امسال..

عیده و امسال عیدی ندارم

گذاشتی رفتی عزیزم من بی قرارم

عیده و امسال تنهای تنهام

به جای عیدی عزیزم من تو رو میخوام

از وقتی رفتی غمگینه خونه

گریم میگیره با هر بهونه

رفتی و موندم با این همه غم

هرگز نمیشه فراموشت کرد

اگرچه نیستی یاد تو اینجاست

عشقت توی قلب ماهاست

هرجا که هستی خدا به همرات

دعای خیر پشت و پنات

هرجا که رفتی خدا به همرات..هرجا که هستی خدا به همرات

چه زود گذشت لحظه های با تو بودن ، چه دیر گذشت لحظه های دور از تو بودن

و دیگر نگذشت آنگاه كه تو رفتی و هیچ گاه نیامدی !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 10:38  توسط پـــونــه  | 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

دلم داره میترکه واست

یه کاری کن

خواهش میکنم

دارم میمیرم

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عکس

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 15:49  توسط پـــونــه  | 

سراب ردپای تو......

 
سراب رد پاي تو كجاي جاده پيدا شد
 
كجا دستاتو گم كردم كه پايان من اينجا شد
 
كجای قصه خوابيدی كه من تو گريه بيدارم
 
كه هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهكارم
 
تو با دلتنگياي من تو با اين جاده همدستي
 
تظاهر كن ازم دوري تظاهر مي كنم هستي
 
تو آهنگ سكوت تو به دنبال يه تسكينم
 
صدايي تو جهانم نيست فقط تصوير مي بينم
 
يه حسي از تو در من هست كه ميدونم تو رو دارم
 
واسه برگشتنت هر شب درارو باز ميذارم

 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

روزبه به پونه: 

"به گمانم نفسی فرصت دیدن داریم،تا ته کوچه فقط حق دویدن داریم 

نشکند پشت دل از بار غم حادثه ها مثل یک بید فقط حق خمیدن داریم..."

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 12:48  توسط پـــونــه  | 

مـــرگ

 

رفتي حالا به کي بگم خيلي دلم تنگه برات

 

ميخوام یه بار ببينمت سر بذارم رو شونه هات

 

دوست داشتم با گلاي سرخ مي اومدم به ديدنت

 

نه اينکه با رخت سياه چشماي سرخ ببینمت

 

گل و پر پر ميکنم سر مزارت تا ابد باروني چشماي يارت

 

رفتي افسوس گل من تو در دل خاک از تو يادگاريه چشماي نمناک

  

حالا که نيستي کنارم ميذارم سر به بيابون

 

هنوزم بارون ميباره تو مياي انگار کنارم

 

خودتم بهتر ميدوني این لحظه ها رو من میبارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 20:14  توسط پـــونــه  | 

اخه چرااااااااااااااااااااا

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

حیف تو بود

روزبه به خدا حیف تو بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

فکرت شده یه مشکل بزرگ،یه بغض گنده که بعضی وقتا یهو سرباز میکنه!!!

کاش من به جات مرده بودم...

اینجوری بهتر بود،من راحت میشدم و تو هم بعد از یه مدت منو فراموش میکردی و

به ارزوهایی که داشتی اما مرگ نذاشت بهشون برسی میرسیدی..

اما تو هم ناامید بودی این اواخر از زندگی...

نمیدونم اما اگه بگن یکی بمیره تا روزبه زنده شه من خودم داوطلب میشدم...

هرکار میکنم نمیتونم صداتو اون اخلاق خوبتو اون مهربونیاتو اون صبور بودنتو فراموش کنم..

بابا نمیتونممممممم

نمیتونم

نمیتونم

نمیتونم

ن

م

ی

ت

و

ن

م

ای داد از این دنیا...سال قبل زنده بودی اما امسال...

زنده شو و باز گیتار بزن واسم...بخون

تو رو خدا زنده شو و برگرد....................

اخه اونجا چیکار میکنی تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیا دیگههههههههههههههههه،زنده شوووووووووووووووووووووووووووو

خواهش میکنم زنده شوووووووووووو

تو رو جون هر کی دوس داری زنده شووووووووووووووووووووووووووو

زنده شو خودم به جات میمیرمممممممممممممممم

زنده شووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

کاش از اول باهات اشنا نمیشدمممممممم

الان که نیستی چی مونده واسم به جز اشک و اه و افسوس

به جز خاطره ها که هر وقت یادشون میفتم حسرت اون روزا رو میخورممممم

 

 

نیستی دارم دق میکنم

نیستی دارم میپوسم

عکساتو من یکی یکی برمیدارم میبوسم

پیرهن یادگاریتو هر شب دارم بو میکنم

برای برگشتن تو به اسمون رو میکنم

نیستی دارم دق میکنم

نیستی دارم میپوسم

عکساتو من دونه دونه برمیدارم میبوسم

از خدا میخوام دوباره تو رو ببینم رو به روم

قسم به اشک حسرتم فقط همینه ارزوم

نیستی دارم دق میکنم

نیستی دارم میپوسم

عکساتو من دونه دونه برمیدارم میپوسم

یه عالمه گل میارم همه رو پرپر میکنم

هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر میکنم...

تموم اشکام هدیه ی نبودنت کنار من

نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من

وای که چقد سخته برام ثانیه ها بدون تو

دلم میخواد باز ببینم چشمای مهربونتو......

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 16:33  توسط پـــونــه  | 

بازم یه پنجشنبه دیگه...

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

بعد از تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

کوه غصه از دلم رفتنی نیست

حرف عشق تو رو من با کی بگم

…همه حرفا که آخه گفتنی نیست…

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 17:46  توسط پـــونــه  | 

دلتنگم و منتظر....

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم ...

 

امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز ...

 

با غم نبودنت وسکوتی سنگین

 

و من شتابان در پی زمان بی هدف

 

فقط می روم ... فقط می دوم ...

 

یاس ها هم مثل من خسته اند از خزان وسرما !

 

گرمی مهر تو را می خواهند

 

غنچه های باغ هم دیگر بهانه می گیرند !

 

میان کوچه های تاریک و غربت تنهایی ...

 

صدای قدم هایت را می شنوم

 

اما تو نیستی ...

 

فقط صدای مبهم

 

قول داده بودی که تنهایم نگذاری

 

همیشه با من باشی حتی اگر نبودی ...

 

یادت هست ؟؟؟

 

و رفتی وخورشید را هم بردی

 

و من در این کوچه های تنگ و باریک

 

سر گردانم ومنتظر ...

 

منتظر...

 

برگی از دفتر زندگی ام را ورق می زنم

 

و امروز به پایان دفتر زندگی ام نزدیک تر هستم ... !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 23:41  توسط پـــونــه  | 

سالروز...

سلام روزبه ی من

خوبی گلم؟؟؟

 

دقیقا یادم نیست چه روزی بود اما میدونم که اوایل اذر بود،یه همچین روزی

 

که قصه ی اشناییمون شروع شد

 

اولش اصلا قرار نبود که مادوتا داستانمون تا اینجاها کشیده بشه

 

نمیدونم چی شد یهویی با هم صمیمی شدیم و تو به من قول دادی که هیچ وقت از پیشم نمیری

 

کاش با هم بودیمو به همدیگه تبریک میگفتیم

 

تو زنگ میزدی و با اون صدای مهربونت میگفتی سلام ابجی

 

خوبی ابجی،باز من کم حرفی میکردم و تو میگفتی بخدا فرق داری با بقیه

 

میگفتی چیکارت کنم من اخه

 

بعدش بلند بلند میخندیدی و منم میخندیدم

 

هیچوقت از یادم نمیری

 

ای خدا فکر نمیکردم که یه روز ازم جدا شه

 

باورش سخته که دیگه سایش رو سرم نباشه

 

گرچه سرده دست گرمت اما واسه من همونی

 

با تموم خاطراتت توی ذهن من میمونی

 

داداشی چشماتو واکن بذار دستاتو بگیرم

 

دوباره بیا به خوابم دارم از دوریت میمیرم

 

ای خدا من اونو میخوام اما تو ازم گرفتیش

 

رفتو جا گذاشت تو قلبم خاطراتش مثل اتیش

 

باورم نمیشه رفته گرچه اون برنمیگرده

 

داداشی غم های دنیا ببین با دلم چه کرده

 

داداشی چشماتو بستی نمیگیری تو سراغم

 

دیگه تنها دلخوشیمه عکس تو توی اتاقم

 

روزبـــــــه بــــــرگــــــرد پـیشــــم

 

مگه تو قول ندادی همیشه باهام بمونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اینم یه دونه از اسات که واسم فرستادی

 

******دوری انگار لطیف ترین غم دنیاست

 

درسته ازت دورم ولی همیشه به یادتم.....*******

 

میگفتی حتی اگه بمیرمم فراموشت نمیکنم

 

این اواخر همش از مردن میگفتی،میگفتی دیگه نفسای اخرمه

 

یه هفته قبل از اینکه بری ازم حلالیت خواستی

 

اینم یکی دیگه از اسات

 

******مهربانی باغ سبزیست که از روزنه پنجره ها باید دید

 

مهربانم مگذار لحظه ای روزنه پنجره ها بسته شود******

 

امیدوارم که روحت شاد شده باشه

از دوست خوبم(اسمشو نمیدونم چیه)اما تو لینکام هستش(هدیه ای برای اموات و رفتگان)

خیلی خیلی خیلی ممنونم که این کار خوبو کردی

این فکرو کردی و روح روزبه رو شاد کردی

واقعا ازت ممنونم،امیدوارم به هر چی میخوای برسی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 18:49  توسط پـــونــه  | 

نیستش...

نیستش

نمیدونم کجاست

چه میکنه

ولی میدونم که ندارمش

نمیخواستم که تو رو تو گم ترین ارزوهام ببینم

صداتو دارم

هر وقت گوش میکنم اتیش میگیرم

انقد دل تنگت میشم که...............................

نظری که اومدی این وب و گذاشتی واسم رو هنوزم دارمش

۱۶اردیبهشت بود

بچه ها به من یه کم از مرده ها بگین اگه میدونین

بگین که اونا صدای مارو میشنون؟

صدای گریمونو هر وقت که دلتنگ میشیم

بگین تا کجاها میرن؟حتی به دورترین جاهام میرن

خواهش میکنم جواب سوالامو بدین

سال قبل این موقع ها زنده بودی

واقعا باورم نمیشه

نه من نه تو هیچکدوممون فکرشم نمیکردیم که تو............

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 1:24  توسط پـــونــه  | 

روزبه جونم، پنجشنبه شبه

حتی نمیتونم به زبون بیارم که تو دیگه نیستی و ......

دوستای گلم برای شادی روح عشقم،روزبه عسکری،یه سوره حمدو توحید

بخونید و یه صلوات بفرستید

روزبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

تو رو خدا بگو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه چرا نمیای پیشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم داره میترکه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 20:14  توسط پـــونــه  |